دوباره برای راهنمایی تیم انجمن کوهنوردی دانشگاه تهران راهی غار رودافشان شدم. جمعه

در تمام طول مسیر در این فکر بودم که تجربه سکوت و تاریکی محض را در انتهای مسیر به همنوردان منتقل کنم و تماشاگر حس و حالشان باشم.

تجربه راهپیمایی در تاریکی، در سکوت! به یاد روزگار وطن افتادم که همین تجربه را پیش رو داشته.

ابهام و بازهم ابهام و همچنان در فکر یافتن یک روزنه نور و نوا.

در دل تاریکی و در مسیر نمور غار جایگاهی است. تالاری به نام " آناهیتا " ، الهه آب.

دلم میخواست ساعت ها آنجا بنشینم و به صدای قطرات آب در آن دهلیز تنگ گوش کنم و به تماشا بنشینم رگه های حیات را در دل تاریکی.

اما چه سکوتی و چه تفکری! که حضور بی تجربه گانی در مسیر و ایجاد صداهای مختلف، مجالی برای تفکر و تعمق باقی نمی گذاشت و حضور عده ای سطحی نگر در جامعه میتواند سدی باشد در برابر هرگونه پیمایش ذهن.

به امید آبادانی دوباره ایران زمین.

مصطفی اعلایی حیدری