شب كوير! اين موجود زيبا و آسماني كه مردم شهر نميشناسند. آنچه مي‌شناسند شب ديگري است، شبي است كه از بامداد آغاز ميشود. شب كوير به وصف نمي‌آيد. آرامش شب كه بيدرنگ با غروب فرا ميرسد ـ آرامشي كه در شهر از نيمه شب، در هم ريخته و شكسته، ميآيد و پريشان و ناپايدار ـ روز زشت و بيرحم و گدازان وخفه كوير ميميرد و نسيم سرد و دل انگيزغروب آغاز شب را خبر ميدهد.